عبد الملك الخركوشي النيسابوري ( مترجم : نجم الدين محمود راوندى )

81

شرف النبي ص ( فارسي )

انگشت كرد ، و مردم نيز انگشتريهاى زرين در انگشت كردند . ( 1 ) رسول انگشترى زرين بينداخت aI 3 و انگشترى سيمين در انگشت كرد كه نگينش حبشى بود ، و نگين را به اندرون دست كرد . پس انگشتريئى از آهن در انگشت كرد و نقره بر آن پيچيده ، معاذ بن جبل از يمن آورده بود بر آن نوشته محمد رسول اللّه ، و نخست انگشترى در دست راست داشت ، پس بگردانيد و در دست چپ كرد . و چون نعلين خواستى پوشيد ، نخست ابتدا به پاى راست كردى . و چون نعلين بيرون خواستى كرد ابتدا به پاى چپ كردى ، و كراهيت داشتى كه مرد به يك نعلين رود . و چون بخفتى ، دو چشمش خفته بودى و دلش نخفتى ، و گفتى كه دل من منتظر وى باشد . و چون بخفتى در خواب خره نكردى ، و آن را به تازى غطيط خوانند . و چون در خواب از چيزى بهراسيدى و بيدار شدى بگفتى : هو اللّه لا شريك له . ( 2 ) و رسول عليه السلام خواب بسيار ديدى و در خواب الاخير نديدى و گفتى : اللهم اجعلنى من افضل عبادك فى كل خير قسمته فى هذا اليوم من نور تهدى به او رحمة تنشرها او رزق تبسطه او شر تدفعه او بلاء ترفعه او ضر تكشفه . پس مسواك بكردى پيش از آنكه به نماز بامداد رفتى ، ( 3 ) و هر شب سه بار مسواك كردى ، يك بار پيش از خواب و يك بار چون از خواب برخاستى ، و يك بار پيش از آنكه نماز كردى ، و مسواك از چوب اراك كردى . و چون وحى آمدى به رسول عليه السلام سرش درد خاستى ، پس حنا بر سر نهادى . و در خانه قرآن بسيار خواندى نه در نماز . و رسول تنگ‌دل‌تر از جمله بندگان خدا بودى در قرآن خواندن ، و بسيار گريستى چون خالى شدى ، و آهسته خواندى و گفتى قرآن آهسته و روشن خوانيد و سبك مخوانيد ، كه خداى عز و جل در هيچ چنان دستورى نداد كه پيغمبرى را از جملهء پيغمبران دستورى داد كه قرآن به غنا خواند . و چون در قرآن آيت وعيد خوانيد بگرييد اگر چه به تكلف باشد ، و هرگز رسول عليه السلام يكى را از مسلمانان دشنام نداد الا كه خداى تعالى آن را كفارت او كرد و رحمت او گردانيد .